تعویض وبلاگ
توی وبلاگ جدید منتظرتونم. در ضمن وبلاگ هایی که در رابطه با عشق و شعر هستند حاضرم آنها را لینک کنم البته در وبلاگ جدیدم (تبادل لینک )
آدرس وبلاگ جدید : http://tanzeshgh2.blogfa.com/
عشق همراه کاریکاتور و خنده
توی وبلاگ جدید منتظرتونم. در ضمن وبلاگ هایی که در رابطه با عشق و شعر هستند حاضرم آنها را لینک کنم البته در وبلاگ جدیدم (تبادل لینک )
آدرس وبلاگ جدید : http://tanzeshgh2.blogfa.com/
توی وبلاگ جدید منتظرتونم. در ضمن وبلاگ هایی که در رابطه با عشق و شعر هستند حاضرم آنها را لینک کنم البته در وبلاگ جدیدم (تبادل لینک )
ما با هم ُ از فراز و فورد سالیان با هم زیسته ایم وعشق ورزیده ایم ما در شادیهامان شریک بودیم و شادیهامان را با هم گریسته ایم .....
قلبمو کش رفتی.....
|
خوشا به حال اونكه تو محلش |
هواي عاشقي زده به كلش |
|
كسي كه قلبش اتصالي داره |
ميدونه عاشقي چه حالي داره |
|
با اينكه سخته باز دلنشينه |
تپش تپش واي از تپش همينه |
|
عاشق شدن شيدايي داره |
والا خاطر خواهي رسوايي راره |
|
وقتي طرف تو كوچه پيدا ميشه |
توي دلت يه باره غوغا ميشه |
|
صداي قلبت اونقدر بلنده |
كه دلبرت مي شنوو مي خنده |
|
دين و مرام و اعتقادت ميره |
اوني كه ميخواستي بگي يادت ميره |
|
ميخواي بگي فدات بشم الهي |
ميگي كه خيلي مونده تا سه راهي |
|
ميخواي بگي عاشقتم عزيزم |
ميگي عا عا عا.. . چي چي زم |
|
مي خواي بگي بيام به خوستگاريت |
ميگي هواي خوبي داره ساري |
|
كوزه ضربه ديده بي ترك نيست |
حال طرف هم ز تو بهترك نيست |
|
مي خواد بگه برات ميميرم اصغر |
ميگه تمنا ميكني برادر |
|
مي خواد بگه بيا به خواستگاريم |
ميگه كه ما پلاك 64 ريم |
سير تکامل دختر خانمها ![]()
اینم از دختر خانوم های گل و گلاب....
البته این ها همش طبق تحقیقات نوشته شده ها ...
سير تکامل آقا پسرها ![]()
سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم
تجربه
دوتایی .... تنهایی...

داری چت می کنی..یهو احساس می کنی عاشقش شدی...
خنده عشق و سلامتی می یاره ![]()
همیشه شاد باشین..
... خیلی خیلی دوستت دارم ... ![]()
ای زمان آرام ما در برگیر ، تا غریق موج های تو شویم . آن چنان که غرق رویا می شویم...
عشق یه چیزی مثل عشقه..
زندگی مشترک...
زن ذلیل ...... هیس
خوشگل ها رو می گیرن ....

بگذار تا دل من بی انتها تکرار کند که تنها تو را می خواهد ُ فقط تو را
همه چیزی برای من و تو می شکفد ُ و اولین اندیشه جهان فقط می تواند از ان ما باشدُ ما عاشقیم و بهشت برای ما آفریده شده است . فقط برای من و تو ...

اینم به افتخار سال جدید ![]()
یه روز غضنفر توی اتوبوس از یه دختره خوشش می یاد از اتوبوس که بیاده می شه شماره بلاک اتوبوس رو برمی داره ......!!!!!!!!!!!!
یه روز غضنفر توی اتوبوس از یه دختره خوشش می یاد از اتوبوس که بیاده می شه شماره بلاک اتوبوس رو برمی داره ......!!!!!!!!!!!!
جلسه خواستگاري
سر جلسه خواستگاري... بعد از نيم ساعت سكوت!
مادر داماد: ببخشين، كبريت دارين؟
خانواده عروس: كبريت؟! كبريت براي چي؟!
مادر داماد: والا پسرم مي خواست سيگار بكشه...
خانواده عروس: پس داماد سيگاريه...؟!
مادر داماد: سيگاري كه نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سيگار ميچسبه...
خانواده عروس: پس الكلي هم هست...؟!
مادر داماد: الكلي كه نه... والا قمار بازي كرد، باخت! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره...
خانواده عروس: پس قمارم بازي ميكنه...؟!
مادر داماد: آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن...
خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟!
مادر داماد: زندان كه نه... والا معتاد بوده، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن...
خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟!
مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد...
خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
..... نتيجه اخلاقي: هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين!

باکاریکاتور شروع می کنم..؟!!
همیشه نوبت را را رعایت کنید ..همیشه